معنی کشتیشکسته
6 بازدید
[ کَ / کِ شِ کَ تَ / تِ ] (ص مرکب) که بر اثر طوفان کشتی او خرد و شکسته شده باشد. آنکه کشتی حامل او شکسته و درهم کوفته است : کاروان زده و کشتی شکسته و مرد زیان رسیده را تفقد نماید. (مجالس سعدی ص ۲۲). دو کس را حسرت از دل نرود و پای تغابن از گل برنیاید تاجر کشتی شکسته و وارث با قلندر نشسته. (گلستان). کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز باشد که باز بینیم دیدار آشنا را.حافظ. کشتی شکستگان را هرموج ناخدایی است. صائب.
کلمات همقافیه با «کشتیشکسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر