معنی کشتیشمار
5 بازدید
[ کَ / کِ شِ / شُ ] (ص مرکب) ملاح. کشتیبان. (ناظم الاطباء): چو نزدیک آن ژرف دریا رسید مر او را میان و کرانه ندید بفرمود تا مرد کشتی شمار بسازد به کشتی ز دریا گذار.فردوسی.
کلمات همقافیه با «کشتیشمار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر