معنی کشتیسوار
6 بازدید
[ کَ / کِ سَ ] (ص مرکب) آنکه در کشتی نشسته و در دریا مسافرت می کند. (ناظم الاطباء): بزور عقل نتوان شد حریف عشق بی پروا عنان در قبضهٔ دریا بود کشتی سواران را. ناصر علی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کشتیسوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر