معنی کشتگر
6 بازدید
[ کِ گَ ] (ص مرکب) کشتکار. کشاورز. زارع. مُزارِع. حاقل. برزگر. برزیگر. (یادداشت مؤلف): کشت گر بدر آمد تا کشتهٔ خود بیفشاند. (ترجمهٔ دیاتسارون ص ۲۱۲).
کلمات همقافیه با «کشتگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر