معنی کشتنگاه
6 بازدید
[ کُ تَ ] (اِ مرکب) مقتل. مسلخ. سلاخ خانه. آنجای که کشند حیوان را یا کسان را. (یادداشت مؤلف). کشتارگاه. || آنجای از تن که چون تیر یا شمشیر در آن شود علاج نپذیرد و مجروح بمیرد. (یادداشت مؤلف). مقتل.[ کِ تَ ] (اِ مرکب) محل کشت. محلی که در آنجا کشت و زرع کنند. (ناظم الاطباء). کشتزار.
کلمات همقافیه با «کشتنگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر