معنی کشتنگه
4 بازدید
[ کُ تَ گَ هْ ] (اِ مرکب) کشتنگاه. محل کشتن. مقتل. رجوع به کشتنگاه شود: بجرمی گرفت آسمان ناگهش فرستاد سلطان به کشتنگهش. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «کشتنگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر