معنی کشان کشان
5 بازدید
[ کَ / کِ کَ / کِ ] (ق مرکب) کشان برکشان. (ناظم الاطباء). در حال کشیدن. (یادداشت مؤلف): کشان کشان همی آورد هرکسی سوی او مبارزان و عزیزان آن سپه را خوار.فرخی. || کشنده و جذب کنند. (ناظم الاطباء). || برنده و بزور برنده و رباینده. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کشان کشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر