معنی کشاندن
2 بازدید
[ کَ / کِ دَ ] (مص) کشیدن. (یادداشت مؤلف). رجوع به کشیدن شود. || کش آوردن. (یادداشت مؤلف). || منجر ساختن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر