معنی کشان کردن
7 بازدید
[ کَ / کِ کَ دَ ] (مص مرکب) با خود کشیدن و بردن. حمل کردن. کشیدن : اسب خود را یاوه داند آن جواد و اسب خود او را کشان کرده چوباد. مولوی.
کلمات همقافیه با «کشان کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر