معنی کشاد دادن
6 بازدید
[ کُ دَ ] (مص مرکب) در مقصود بر روی کسی واکردن. (آنندراج). گشاد دادن. - کشاد دادن کار؛ متعدی کشودن کار. (آنندراج): کار را دادن کشاد آلوده خود را کردنست تکیه بر دیوار در را وقت در واکردنست. محسن تأثیر (از آنندراج). رجوع به گشاد دادن شود. - کشاد کار؛ برآمدن حاجت. (آنندراج). رسیدِ مقصود: خدا که صورت ابروی دلگشای تو بست کشاد کار من اندر کرشمه های تو بست. حافظ (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کشاد دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر