معنی کشاد

معنی کشاد

5 بازدید
[ کُ ] (ن مف مرخم، ص) صورتی است از گشاد. مخفف کشاده MMM گشاده. فراخ که نقیض تنگ است. (برهان). وا. باز. گشاد: از انفعال خون ز شفق میکنی عرق تا سینهٔ کشاد تو در انتظار کیست. میرزا صائب (از آنندراج). سپر حادثهٔ چرخ بود روی کشاد زخم کمتر خورد آن پسته که خندان شده است. صائب (از آنندراج). خاکم برد ار صرصر نسیان نشود کم از سینهٔ تنگم هوس روی کشادش. واله هروی (از آنندراج). || (اِمص) فراخی. گشادی. گشادگی. فتح : چندین حلاوت و مزه و مستی و کشاد در چشمهای مست تو نقاش چین نهاد. مولوی (از انجمن آرا). نغمهٔ مطرب خوشگو همه پند است و کلام ساغر ساقی مهرو همه فتح است و کشاد. قاسم انوار (از انجمن آرا). رجوع به گشاد شود. || رهایش تیر از شست و کمان. || ظفر. (ناظم الاطباء). پیروزی. || خوشی. شادمانی. (ناظم الاطباء). انبساط. || دست یابی به شهر محصور. (از ناظم الاطباء). || شروع. ابتداء. افتتاح. (ناظم الاطباء). || (اِ) یک نوع بازی است در نرد و شطرنج. (ناظم الاطباء). در همهٔ معانی رجوع به گشاد شود.

کلمات هم‌قافیه با «کشاد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید