معنی کروف
7 بازدید
[ کُ ] (ع مص) بوئیدن خر کمیز را. (المصادر زوزنی). کرف. رجوع به کرف شود.
کلمات همقافیه با «کروف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر