معنی کروک
8 بازدید
[ کُ ] (اِ) سقف درشکه و کالسکه و امثال آن که باز و بسته شود. قسمت فوقانی درشکه و کالسکه. (یادداشت بخط مؤلف). روسی است بمعنی سقف درشکه و اتومبیل که بتوان جمع کرد و گسترد. این کلمه در ترکی بمعنی دم آهنگری است.[ ] (اِخ) دهی است از دهستان گوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس. کوهستانی و معتدل است و ۲۹۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ ] (اِخ) دهی است در مغرب ده نو از نواحی چهارجوی. (فارسنامهٔ ناصری).
کلمات همقافیه با «کروک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر