معنی کرمکشی
5 بازدید
[ کِ کُ ] (حامص مرکب) کشتن کرم. || دست بازی. ملاعبه. ملاعبه با کمی بی شرمی و بی حفاظی. (یادداشت مؤلف). - کرم کشی کردن؛ ملاعبه کردن شهوانی در میان جمع. ملاعبه با یکدیگر چنانکه نامزد با نامزد خویش. ملاعبه و مداعبه کردن مردی و زنی در محضر دیگران بر خلاف ادب. در حضور کسان و بی شرمانه معاشقه و ملامسه کردن زن و مرد. لاسیدن با یکدیگر. (یادداشت مؤلف). رجوع به کرم کشتن و ملاعبه شود.
کلمات همقافیه با «کرمکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر