معنی کرمکش
5 بازدید
[ کِ کُ ] (نف مرکب)کرم کشنده. کشندهٔ کرم. قاتل الدود. قاتل الدیدان. هر یک از داروها که کرم روده کشد. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کرمکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر