معنی کرشیون
5 بازدید
[ کِ شی یو ] (اِخ) اهل واسط را گویند. (از معجم البلدان). باشندگان واسط. (منتهی الارب). اهل واسط. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). لان الحجاج لمّا بناه کتب الی عبدالملک: انی اتخذت مدینة فی کرش من الارض بین الجبل و المصرین و سمیتها بواسط. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به کرش و معجم البلدان ذیل کرش شود.
کلمات همقافیه با «کرشیون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر