معنی کراهة
5 بازدید
[ کَ هَ ] (ع اِ) زمین درشت سخت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || سختی. یقال: لقیت دونه کراهة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).[ کَ هَ ] (ع مص) ناپسند داشتن چیزی را. (منتهی الارب). دوست نداشتن. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). کَره یا کُره. کَراهیة. مَکرَهة یا مَکرُهة. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || ناپسند گردیدن. یقال: ما کان کریهاً فکره. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). قبیح شدن. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || دشوار داشتن. (دهار). دشخوار داشتن. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «کراهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر