معنی کراه
5 بازدید
[ کَ ] (اِ) کنار. (از برهان) (از آنندراج). کرانه. کناره. (یادداشت مؤلف). || انتها. نهایت. (از برهان) (از آنندراج). انجام. (یادداشت مؤلف). || افق. کنارهٔ آسمان. (یادداشت مؤلف).[ کُ ] (اِ) مثل. مانند. || پرنده ای که آن را کراس نیز نامند. (ناظم الاطباء). رجوع به کراس شود.
کلمات همقافیه با «کراه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر