معنی کجکول
4 بازدید
[ کَ ] (اِ) کشکول. (فرهنگ فارسی معین). کاسهٔ گدایان. (آنندراج): کجکول حلوایی پیش آورد...آن کجکول حلوا را در حضور خواجه گذاشتند. (انیس الطالبین ص ۱۵۳). و رجوع به کشکول شود.
کلمات همقافیه با «کجکول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر