معنی کجکی
5 بازدید
[ کَ جَ ] (ص نسبی، ق) بطور. کج. بصورت کج. (یادداشت مؤلف). کج گونه. یک بری. حالتی غیر از حالت استقامت و راستی.
کلمات همقافیه با «کجکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر