معنی کجکلاه
6 بازدید
[ کَ کُ ] (اِ مرکب) کلاه کج. کلاه دیواره دار بلند که قسمت فوقانی آن به عقب یا به جانبی خمیده باشد. || (ص مرکب) کج کلا. کسی که کلاه خود را کج بر سر می گذارد. (فرهنگ فارسی معین). || مغرور. (آنندراج). خودپسند. رجوع به کج کلا شود. || محبوب. معشوق. (از برهان) (ناظم الاطباء). محبوبی که از خودپسندی یا ناز و ادا کلاه را کج بر سرنهد. (فرهنگ فارسی معین): جز من کسی حریف تو ای کج کلاه نیست. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «کجکلاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر