معنی کجمدار
5 بازدید
[ کَ مَ ] (ص مرکب) که بر کجی دوران دارد. که بر ناراستی گردد. || مجازاً، که بر غیر مراد رود: سبزوار است این جهان کجمدار ما چو بوبکریم در وی خوار و زار.مولوی.
کلمات همقافیه با «کجمدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر