معنی کجمزاج
6 بازدید
[ کَ مِ ] (ص مرکب) تندخوی. || نادان. احمق. || لجوج. ستیزنده. (ناظم الاطباء). || بدمزاج. بدذوق. بدسلیقه. (فرهنگ فارسی معین): تو گر کژدم مزاجی لقمه خور پاک رها کن کج مزاجان را به خاشاک. امیرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کجمزاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر