معنی کبوتربچه
5 بازدید
[ کَ تَ بَ چَ / چِ / بَ چْ چَ / بَ چْ چِ ] (اِ مرکب) جوجهٔ کبوتر. جوجه کفتر. (یادداشت مؤلف). چوزهٔ کبوتر. (ناظم الاطباء). جَوزَل. (منتهی الارب) (دهار). مِرعَش. عاتق. (دهار). فرخ حمام. (از مخزن الادویه). حُر. (منتهی الارب). || نوعی غذا که از کلهٔ خشخاش نارسیده و گوشت چربی دار سرخ کرده سازند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «کبوتربچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر