معنی کبوترخان
4 بازدید
[ کَ تَ ] (اِ مرکب) برج حمام. برج کبوتر. کفترخان. کبوترخانه. باروگونه ای که کنند و در آن لانه های کبوتران سازند. (یادداشت مؤلف). || در اصطلاح بنّایی سوراخها که در زیر حمام برای نقل حرارت سازند. (یادداشت مؤلف). و رجوع به کبوترخانه شود. <۵۳۰۶۴۰۱۲۰۱۱۸۱۴۷۰۱>...[ کَ تَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پایین ولایت بخش حومهٔ شهرستان تربت حیدریه در ۲۴ هزارگزی جنوب تربت حیدریه و ۲۰ هزارگزی خاور شوسهٔ عمومی تربت به زاهدان. جلگه ای و معتدل است ۱۲۸ نفر سکنه دارد. آب از قنات. محصول: غلات، ابریشم، پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «کبوترخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر