معنی کبوتربان
4 بازدید
[ کَ تَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) پرورنده و تربیت کنندهٔ کبوتران. نگهبان کبوتران. || کبوترباز. (از ناظم الاطباء). رجوع به کبوترباز شود.
کلمات همقافیه با «کبوتربان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر