معنی کبوترباز
5 بازدید
[ کَ تَ ] (نف مرکب) که کبوتر باختن کار دارد. که در کار پرورش و پرواز دادن و باختن کبوتر اهتمام دارد. کسی که با کبوتران بازی می کند و در طیران و پرواز آنها گرو می بندد. (ناظم الاطباء). || کبوتربان. (ناظم الاطباء). زَجّال. (ملخص اللغات حسن خطیب). || کنایه از محیل و مکار است. || کنایه از رند پرکار است. (آنندراج): کی جواب نامه آید زان سراپا ناز من کرد ضبط نامه بر شوخ کبوترباز من. اشرف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کبوترباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر