معنی کبز

معنی کبز

6 بازدید
[ کَ ] (ص) گنده و سطبر. (آنندراج): در فلان بیشه درختی هست سبز بس بلند و هول و هر شاخیش کبز.مولوی. جملگی روی زمین سرسبز شد شاخ خشک اشکوفه کرد و کبز شد.مولوی. || فربه. قوی. (یادداشت مؤلف): زان ندا دین ها همی گردند کبز شاخ و برگ دل همی گردند سبز.مولوی. تا چرد آن بره در صحرای سبز هین رحم بگشا که گشت آن بره کبز. مولوی (از آنندراج).
[ کَ بَ ] (اِ) (در لهجهٔ طبری) لاک پشت. (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «کبز»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بز» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید