معنی کبریه
5 بازدید
[ ] (اِخ) شهرکی است خرد (به ماوراءالنهر) با کشت و برز بسیار و از آنجا اسب خیزد (نزدیک کرال، غزک، خیوال، ورذول، بغورانک) (از حدود العالم).
کلمات همقافیه با «کبریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر