معنی کباب شدن
5 بازدید
[ کَ شُ دَ ] (مص مرکب) بریان شدن گوشت بر آتش. || سوختن. متأثر شدن. سخت متألم شدن از دردی : سرو سعادت از تف خذلان زگال گشت و اکنون بر آن زگال جگرها کباب شد. خاقانی.
کلمات همقافیه با «کباب شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر