معنی کباب ساختن
5 بازدید
[ کَ تَ ] (مص مرکب) کباب کردن : داد لبش چون نمک بوی بنفشه به صبح بر نمکش ساختم مردم دیده کباب. خاقانی.
کلمات همقافیه با «کباب ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر