معنی کباب زدن
5 بازدید
[ کَ زَ دَ ] (مص مرکب) کباب خوردن : بی تو خونابه کشان جام شرابی نزنند که ز لخت جگر خویش کبابی نزنند. نورالدین ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کباب زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر