معنی کبا
4 بازدید
[ کِ ] (ع اِ) خاک روبه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). تثنیه کِبَوان. (اقرب الموارد). و کِبوان. (منتهی الارب). ج، اکباء. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || سرگین جای. مزبله. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). ج، کبوان و اکباء. (اقرب الموارد). || خاک بر روی زمین افتاده. (منتهی الارب).[ کَ ] (اِخ) موضعی است در بطحان. (منتهی الارب) (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «کبا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «با» برای سرودن شعر