معنی کباء
6 بازدید
[ کَ ] (ع اِ) زهاب. (منتهی الارب). || شعاع ماه که منتشر گردد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).[ کِ ] (ع اِ) چوب بخور. نوعی از چوب بخور. ج، کبی [ کُ با ] . (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ کُ ] (ع ص) بلند و برآمده. (منتهی الارب). مرتفع. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «کباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر