معنی کب

معنی کب

7 بازدید
[ کَ ] (اِ) کپ. اندرون رخ یعنی گردبرگرد دهان از جانب درون. (آنندراج). غُنب در تداول مردم قزوین. قب. (برهان ذیل کب): روان گشته دایم دو چیز از چهارش ز دو چشم کوری، ز دو کبش لالی. عارضی (لغت فرس چ دبیرسیاقی ص ۱۱ و چ مرحوم اقبال ص ۲۸ ذیل کپ). از لجاج خویشتن بنشسته ای اندرین پستی لب و کب بسته ای. مولوی (از آنندراج). || دهان را نیز گفته اند. (برهان قاطع چ معین). || لاف و ستایش بی جا. (ناظم الاطباء). و رجوع به لپ و کپ در همهٔ معانی شود.
[ کَ ب ب ] (ع مص) بر روی درافکندن. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد): کب اللََّه عدوه؛ بر روی افگناد خدای دشمن او را. (ناظم الاطباء). || برگردانیدن. || گران شدن. || آتش افروختن. || گروهه گردانیدن رشته را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || دست و پای شتر را زدن. (با شمشیر و مانند آن) (از اقرب الموارد).
[ کُ ب ب ] (ع اِ) گیاه تلخ و شورمزه. (منتهی الارب) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «کب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید