معنی کاهدان
7 بازدید
(اِ مرکب) آن جای که کاه انبارند. کهدان. کاه انبار. (از یادداشتهای مؤلف): خری در کاهدان افتاده ناگاه نگویم وای بر خر وای بر کاه.نظامی. با فلان کس در فلان کاهدان فساد کردی و چون اثر آن در تو ظاهر شد... از خود دفع کردی. (انیس الطالبین). - امثال: دزد نادان به کاهدان می زند؛ کسی که راه و رسم کاری را بلد نیست آن را بد انجام می دهد. کاه از تو نیست کاهدان از توست. رجوع به کاه انبار شود.
کلمات همقافیه با «کاهدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر