معنی کاهدود
5 بازدید
(اِ مرکب) دود که از سوختن کاه برخیزد. دود که از آتش افکندن در کاه برآید: گلشن چو کرد مرد در او کاهدود گلخن شود ز دود سیه گلشنش.ناصرخسرو. || در قدیم رسم بود که اگر داینی دین خود را نمی پرداخت طلبکار مقداری کاه بر در خانهٔ او می آورد و دود میکرد و بدین مناسبت کاهدود گذاشتن و کاه دود کردن کنایه شده است از مطالبهٔ جدی و سخت گرفتن بر بدهکار. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «کاهدود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر