معنی کام بردن
8 بازدید
[ بُ دَ ] (مص مرکب) ... از چیزی؛ متمتع شدن از آن. بهره برداشتن و کام گرفتن از آن چیز. (از آنندراج). - کام دل بردن؛ تمتع یافتن. بمراد نایل آمدن : توان بخامشی از عمر کام دل بردن دراز میشود این رشته از گره خوردن. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «کام بردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر