معنی کاغک
6 بازدید
[ غَ ] (اِ) نشاط. (فرهنگ اسدی) (تحفةالاحباب اوبهی). خوشی و خوشحالی. (برهان) (آنندراج). نشاط و خرمی. (جهانگیری) (برهان) (آنندراج): در یکی زاویه به حال و به جست تا سحرگاه نعره از کاغک. حقیقی صوفی (از فرهنگ اسدی چ اقبال ص ۳۰۵). || کاغنه. کاغنو. کرمی سیاه و سرخ زهردار که نقطه های سیاه دارد و بتازی ذروح گویند و بیشتر در فالیزها باشد و کاونه نیز گویند و در مؤید گوید: آن کرم شب چراغ است. (رشیدی).
کلمات همقافیه با «کاغک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غک» برای سرودن شعر