معنی کاغذین جامه

معنی کاغذین جامه

7 بازدید
[ غَ مَ / مِ ] (اِ مرکب) کنایه از عجز و بیچارگی باشد. (برهان) (انجمن آرا). درماندگی. (ناظم الاطباء). || تظلم. (برهان) (ناظم الاطباء) (انجمن آرا). کاغذی جامه. جامهٔ کاغذی. کاغذین جامه ای بوده از کاغذ که متظلم میپوشید و نزد حاکم میشد و او درمی یافت که وی دادخواه است و به دادش میرسید. (حاشیهٔ برهان چ معین). جامهٔ کاغذ که فریادیان پوشند و در قدیم رسم بوده. (آنندراج از بهار عجم). حاسدانم چون هدف بین کاغذین جامه که من تیر شحنه از پی امن شبان آورده ام.خاقانی. کاغذین جامه هدف وار علی اللََّه زنیم تا به تیر سحری دست قدر بربندیم.خاقانی. کاغذین جامه به خونابه بشویم که فلک رهنمونیم بپای علم داد نکرد.حافظ. رجوع به کاغذین پیرهن شود. - کاغذین جامه پوشیدن؛ دادخواه شدن و تظلم کردن : کاغذین جامه بپوشید و بدرگاه آمد زادهٔ خاطر من تا بدهی داد مرا. کمال اسماعیل. رجوع به فرهنگ انجمن آرا ذیل کاغذین جامه شود.

کلمات هم‌قافیه با «کاغذین جامه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید