معنی کاسهگر محله
7 بازدید
[ سَ / سِ گَ مَ حَ لْ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان کالج بخش مرکزی شهرستان نوشهر، واقع در ۴هزارگزی جنوب المده. کنار شوسهٔ المده به گلندرود. دشت و معتدل مرطوب و مالاریائی و دارای ۵۰۰ تن سکنه است. آب از رودخانهٔ گچ رود دارد. محصول آن برنج و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی تهیهٔ ظروف گلی و کوزه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ سَ / سِ گَ مَ حَ لْ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان بازوار بخش بابلسر شهرستان بابل، واقع در ۷هزارگزی شمال بابل. کنار شوسهٔ بابل به بابلسر. دشت و معتدل و مرطوب و مالاریائی و دارای ۴۶۰ تن سکنه است. آب از رودخانهٔ بابل دارد. محصول آن صیفی و پنبه و غلات و کنجد و باقلا و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ سَ / سِ گَ مَ حَ لْ لِ ] (اِخ) دهی از دهستان گلیجان شهرستان شهسوار، واقع در ۶هزارگزی باختر شهسوار. ۲هزارگزی جنوب شوسهٔ شهسوار به رامسر. جلگه و معتدل مرطوب و مالاریائی و دارای ۱۳۰ تن سکنه است. آب از رودخانه تیرم دارد. محصول آن برنج و مرکبات و شغل اهالی زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «کاسهگر محله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر