معنی کاسهگران
6 بازدید
[ سَ / سِ گَ ] (اِخ) دهی از دهستان لاهیجان بخش حومهٔ شهرستان مهاباد، واقع در ۵هزارگزی جنوب باختری مهاباد و ۱۶هزارگزی جنوب خاوری شوسهٔ خانه به نقده. جلگه و معتدل و مالاریائی و دارای ۹۰ تن سکنه است. آب از رودخانهٔ بادین آباد دارد. محصول آن غلات و توتون و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ سَ / سِ گَ ] (اِخ) دهی از دهستان گیلان بخش شهرستان شاه آباد، واقع در ۱۴هزارگزی جنوب خاوری گیلان. کنار شوسهٔ گیلان به ایلام و شاه آباد. کوهستانی و معتدل و دارای ۱۵۰تن سکنه است. آب از رودخانهٔ چله دارد. محصول آن غلات و حبوبات و پنبه و صیفی و توتون و تریاک و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. از طایفهٔ کلهر هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «کاسهگران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر