معنی کاسه‌گر

معنی کاسه‌گر

6 بازدید
[ سَ / سِ گَ ] (ص مرکب) شخصی را گویند که کاسه و طبق میسازد. (برهان). قداح. (منتهی الارب). آنکه کاسه سازد: هیچ کاسه گر کند کاسه تمام بهر عین کاسه نه بهر طعام.مولوی (مثنوی). || (اِ مرکب) نام نوایی و قولی است از موسیقی. (برهان): بر ره قول کاسه گر کوس نوای نو زند بر سر خوانچهٔ طرب مرغ صلای نو زند. خاقانی. نوای باربد و ساز بربط و مزمار طریق کاسه گر و راه ارغنون و سه تار. خاقانی. کاس می و قول کاسه گر خواه چون کوس پگه فغان برآورد.خاقانی. کاس بخندید کز نشاط سحرگاه کوس بشارت نوای کاسه گر آورد.خاقانی. رودسازان همه در کاسهٔ سرها بسماع شربت جان ز ره کاسه گر آمیخته اند.خاقانی. کاسهٔ رباب ار شعر تر بر نوش قول کاسه گر در کاسهٔ سرها نگر زان کاسه حلوا ریخته. خاقانی. || نام مطربی هم هست که قول کاسه گر مخترع اوست. (برهان). رشیدی گفته نام مردی مطرب بوده که کاسهای چینی را خوب می نواخته. (آنندراج). || نام خط ششم است از جملهٔ خطوط جام جم و آن را خط کاسه گر میگویند. (برهان). || نقاره نواز و نقاره چی را نیز گویند. (برهان). و به کاسه رجوع شود.

کلمات هم‌قافیه با «کاسه‌گر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید