معنی کارگزاری
6 بازدید
[ گُ ] (حامص مرکب) عمل. کفایت. || شغل کارگذار. جای کارگذار. || (اِ مرکب) بنگاه هائی است که معاملهٔ اشخاص را بر عهده گرفته برای خرید و فروش خانه یا سایر راهنمائی مزد گرفته و کاری انجام میدهند. (فرهنگستان).
کلمات همقافیه با «کارگزاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر