معنی کارگزین
6 بازدید
[ گُ ] (نف مرکب، اِ مرکب) رئیس کارگزینی. (فرهنگستان). رجوع به کارگزینی شود. تعیین کنندهٔ کار خدمت گزاران.
کلمات همقافیه با «کارگزین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر