معنی کاروانگه
5 بازدید
[ کارْ / رِ گَ هْ ] (اِ مرکب) کاروانگاه. خان. کاروانسرا: چرا دل بر این کاروانگه نهیم که یاران برفتند و ما در رهیم. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «کاروانگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر