معنی کاروانلو
6 بازدید
[ کارْ / رِ ] (اِخ) دهی از دهستان منجوان بخش خداآفرین شهرستان تبریز، واقع در ۳۰۵۰۰ گزی جنوب باختری خداآفرین و ۳۱هزارگزی شوسهٔ اهر به کلیبر. کوهستانی و گرمسیر مالاریائی و دارای ۶۸ تن سکنه است. آب آن از چشمه و رودخانهٔ ارس تأمین می شود. محصول آن غلات و پنبه و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «کاروانلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر