معنی کاروانه
5 بازدید
[ کارْ / رِ نَ / نِ ] (اِخ) دهی از دهستان ماهیدشت بالا، بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۲۲هزارگزی جنوب کرمانشاه و ۲هزارگزی سرونو. دشت و سردسیر و دارای ۲۲۰ تن سکنه است. آب از رودخانهٔ مرگ تأمین می شود. محصول آن غلات و حبوبات و صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. تابستان از سرونو اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ کارْ / رِ نَ / نِ ] (اِخ) دهی از دهستان سردرود، بخش رزن شهرستان همدان، در ۱۸هزارگزی شمال قصبهٔ رزن، واقع در ۳۰هزارگزی گونلو. کوهستانی و سردسیر و دارای ۲۴۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و رودخانه تأمین می شود. محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ کارْ / رِ نَ ] (اِخ) دهی از دهستان همت آباد شهرستان بروجرد، واقع در ۸هزارگزی خاور بروجرد و ۳هزارگزی جنوب شوسه. جلگه و معتدل و دارای ۲۱۴ تن سکنه است. آب آن از رودخانه است. محصول آن غلات و تریاک و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «کاروانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر