معنی کاروانزنی
5 بازدید
[ کارْ / رِ زَ ] (حامص مرکب) عمل کاروان زن. لخت کردن کاروانیان : و او را با خود بدزدی و کاروان زنی بردی. (از بختیارنامه چ وحید).
کلمات همقافیه با «کاروانزنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر