معنی کاروانزن
6 بازدید
[ کارْ / رِ زَ ] (نف مرکب) دزدی که کاروان میزند. کسی که کاروان را لخت میکند: کرشمه کردنی بر دل عنان زن خمارآلوده چشمی کاروان زن.نظامی. ازین مشتی خیال کاروان زن عنان بستان، علم بر آسمان زن.نظامی.
کلمات همقافیه با «کاروانزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر